::کی گفته بالای چشم تو ابروست....! ::

داداش خوبم![]()
خانه مان امروز
روشن مي شود
مي رسد داداش خوبم
از سفر
مي شوم خندان
به سويش مي دوم
تا كه مي پيچد
صدايش پشت در
خنده هايم را
تماشا مي كند
با دو چشم
مهربان و آشنا
چون كه مي داند
براي ديدنش
روزها و لحظه ها
كردم دعا
خانه كرده
در نگاه گرم او
چون گل زيباي
نرگس در حياط
مي شوم گم
در ميان رنگ و بو
توي ايوان
خوابِ خوبي مي رود
چكمه هايش
خسته از راه دراز
شايد آن ها
بي صدا در خوابشان
كوه و دشت و چشمه
مي بينند باز


